اینترنت همانند دریاست ، کسی که آن را نمی شناسد همانند کسی ست که شنا را نمی داند.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵
خانه » اخبار مهم و داغ روز » ماجرای کباب کردن گوشت مادربزرگ توسط پدر و پسر آدمخوار در تهران
ماجرای کباب کردن گوشت مادربزرگ توسط پدر و پسر آدمخوار در تهران

ماجرای کباب کردن گوشت مادربزرگ توسط پدر و پسر آدمخوار در تهران

ماجرای کباب کردن گوشت مادربزرگ توسط پدر و پسر آدمخوار در تهران

ماجرای کباب کردن گوشت مادربزرگ توسط پدر و پسر آدمخوار در تهران,پدر و پسر آدمخوار,ماجرای گم شدن مادربزرگ,پدر و پسری که گوشت یک پیرزن را خوردند,خوردن گوشت مادربزرگ توسط یک پدر و پسر,مادربزرگ,پدر و پسر آدمخوار در دادسرای تهران,عکس های پدر و پسر آدمخوار در تهران,قتل توسط یک پدر و پسر آدمخوار در تهران,بازداشت پدر و پسر آدمخوار,دستگیری قاتلین پیرزن در تهران

ماجرای کباب کردن گوشت مادربزرگ توسط پدر و پسر آدمخوار در تهران

پدر و پسر آدمخوار

بازیگرنما:یک دختر جوان با مراجعه به پلیس تهران ادعا می کند که مادربزرگش توسط یک پدر و پسر به طرز وحشتناکی کشته شده و خوراک آنها شده است. در ادامه با ماجرای کباب کردن گوشت مادربزرگ با ما همراه باشید.

ماجرای کباب کردن گوشت مادربزرگ توسط پدر و پسر آدمخوار در تهران

در رور ۱۱ فرودین ماه سال ۱۳۹۵ یک دختر جوان با مراجعه به پلیس آگاهی تهران از ماجرای گم شدن مادربزرگش خبر می دهد.دختر جوان به بازپرس پرونده می گوید در روز گذشته با خانه مادربزرگش تماس گرفته ولی متاسفانه پاسخی دریافت نکرده است.به همین جهت تصمیم می گیرد به خانه مادربزرگ برود.

اما لحظه ای که وارد خانه می شود پدر و پسری که به خاطر تنهایی مادربزرگ با هم زندگی می کنند مدعی شدند که مادربزرگ در روز گذشته از خانه بیرون رفته و در این مدت انها گمان می کردن که به خانه ما امده است.و این پسر و پدر توسط پلیس دستگیر می شوند.

پدر و پسر که داماد و نوه پیرزن هستند پس از بازداشت ماجرا را اینگونه شرح دادند که پیرزن ۸۵ ساله برای خرید به بیرون از خانه رفته و دیگر برنگشته است البته پسر چند سالی است که شیشه مصرف می کند و در حال خودش نیست وی اظهار داشت به خاطر اعتیاد به شیشه زمزمه هایی در سرم پیچید که پیرزن را به قتل برسانم و با گوشت او کباب درست کنم اما پدر این اظهارات را رد می کند.

اما پس از سه ماه از گذشت حادثه پیرمرد لب به سخن می گشاید و می گوید: آخرین روزهای سال گذشته بود که پیرزن تنها تصادف کرد و لگنش شکست و پس از درمان به خانه آمد اما به خاطر سن زیادش همیشه در خانه بود تا اینکه یک روز وقتی به خانه رفتم دیدم او دیگر زنده نیست.

شرایط بدی داشتیم و بی پولی آزارمان می داد به همین خاطر چون پولی برای برگزاری مراسم کفن و دفن او نداشتیم با کمک پسرم جسد پیرزن را داخل نایلون بزرگی بسته بندی کردیم و سپس او را داخل سطل زباله ای رها کردیم و دیگر نمی دانیم جسدش را به کجا انتقال دادند و در این مدت به خاطر ترس از اینکه مرگ او را به گردن ما بیندازند سکوت کرده بودم.

بنابراین با اظهارات جدید پیرمرد مسئله به شکل دیگری در دست پیگیری است.ماموران در تلاشند که علت مرگ مادربزرگ را بیابند و اسرار این ماجرا را فاش کنند.

منبع خبر:رکنا

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز