نباید از خسته بودن خود شرمنده باشی بلکه فقط باید سعی کنی خسته آور نباشی.
خوش آمدید - امروز : شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵
خانه » سینما و تلویزیون » اخبار سینما و تلویزیون » ردپای شیوخ اعراب در سرمایه گذاری فیلم های ایرانی
ردپای شیوخ اعراب در سرمایه گذاری فیلم های ایرانی

ردپای شیوخ اعراب در سرمایه گذاری فیلم های ایرانی

ردپای شیوخ اعراب در سرمایه گذاری فیلم های ایرانی

ردپای شیوخ اعراب در سرمایه گذاری فیلم های ایرانیردپای شیوخ اعراب در سرمایه گذاری فیلم های ایرانی

ردپای شیوخ اعراب در سرمایه گذاری فیلم های ایرانی

سرمایه گذاران فیلم های ایرانی

بازیگرنما:در این پست به بررسی فیلم هایی که از سرمایه گذاران کشورهای عربی استفاده کرده اند، خواهیم پرداخت. با ما باشید با موضوع ردپای شیوخ اعراب در سرمایه گذاری فیلم های ایرانی

 برنده شدن “فروشنده” اصغر فرهادی در دو رشته بهترین بازیگری مرد و بهترین سناریو در اختتامیه جشنواره کن سبب ساز آن شده است که برخی رسانه‌های عرب زبان این موفقیت را به سرمایه‌گذاری موسسه فیلم دوحه در آن پیوند زده و از نقش موثر قطری‌ها در جشنواره کن امسال سخن گوید.

به گزارش سینماژورنال البته که اصغر فرهادی هم پیشتر حضور موسسه فیلم دوحه به عنوان سرمایه گذار “فروشنده” را با استفاده از واژه حمایت مالی یا fund تأیید کرده بود و در نشست خبری داخلی‌اش هم باز هم بر این fund صحه گذاشت.

موسسه فیلم دوحه که در سال ۲۰۱۰ میلادی توسط خانم شیخه میاسه آل‌ثانی دختر پادشاه سابق قطر و خواهر پادشاه فعلی قطر تأسیس شده است(اینجا و اینجا را بخوانید) امسال هفت فیلم مختلف را در جشنواره کن معرفی کرده بود و ردّپای قطر و به تبع آن اعراب در جشنواره ۲۰۱۶ کن آن قدر پررنگ شده بود که یک فیلمساز دورگه عرب‌تبار به نام “هدا بنیامینا” وقتی برای دریافت جایزه دوربین طلایی روی سن رفت در سخنانی عجیب از این گفت که کن متعلق به آنهاست.

خط تکراری فرار دختر از خانه
هدا بنیامینا که با فیلمی به نام “دیواینز” در جشنواره کن حضور داشت در اختتامیه بعد از دریافت دوربین طلایی در سخنانی عجیب گفت: من اغلب علاقه ای نداشتم که به کن توجه نشان دهم اما امروز خوشحالم که اینجا هستم. کن متعلق به ما هم هست…

برای آن که از دلایل موفقیت این جوان عرب در آوردگاه کن بیشتر بدانیم کافیست مروری داشته باشیم بر خلاصه داستان فیلمش “دیواینز”. “دیواینز” درباره فرار است و نه فرار از زندان بلکه فرار دختری از خانه! فیلم این کارگردان دورگه عرب ماجرای اخراج دختری عرب از مدرسه و سپس فرار از خانه برای یافتن آزادی شخصی(!) را روایت می‌کند.

با توجه به تصویری که “فروشنده ” از فضای امروز جامعه ایران به تصویر می کشد، سرمایه گزاری موسسه وابسته به این شیخه خانم که حتما خلیج فارس را با نام جعلی اش می شناسد و پدر و برادرش در سیاست خارجی مدام در کنار عربستان سعودی علیه ایران و نه فقط حاکمیت شاخ و شانه می کشند، مخاطب ایرانی را نسبت به این فیلم دلزده می کند.

ردپای شیوخ اعراب در سرمایه گذاری فیلم های ایرانی

ردپای شیوخ اعراب در سرمایه گذاری فیلم های ایرانی

حتی برای همان تماشاگری که احتمالا برای او، سازندگان فیلم به هنگام عبور از فرش قرمز صدای شجریان را پخش کردند و برای او مدام ذکر خیر دکتر ساعدی را انجام دادند(!) باز قبول اینکه یک وابسته به دربار قطر هم در فرش قرمز قدم بردارد قابل قبول نیست.

این جماعت اگر بیشتر از آنهایی که دل در گرو حاکمیت دارند در کمپین های حمایت از نام خلیج فارس شرکت نکنند، کم اثرتر هم نیستند، خلاصه کلام نفرت از  رفتارهای تکفیری-سلفی و حامیان مالی آنها امری ملی در ایران است و مردم ایران با دربار آلوده ساز قطری که به تنهایی در باب رشوه به فیفا جهت برگزاری بازی های جام جهانی عامل فروپاشی کمیته مرکزی فیفا شد و با پول همه چیز را می خواهند و می توانند بخرند، میانه بدی دارد و این یک حس مشترک ملی است که حتی اعراب شریف ایرانی هم از سیاست های خصمانه کشورهای کوچک و دست ساز منطقه خلیج فارس دلزد ، متنفر و ناراضی اند.

حضور پررنگ قطر یکی از کشورهای حامی گروه های سلفی تکفیری در جشنواره کن امسال و البته ردپای پررنگشان بر فرش قرمز فیلم فرهادی، این سوال را به ذهن می‌آورد که آیا فرهادی اولین کارگردان ایرانی است که سرمایه نقدی فیلمش را یکی از فرزندان و بستگان شیوخ حاکم بر کشورهای عربی منطقه تأمین کرده است؟

جستجوی ریشه ماجرا در یک دهه قبل
هرچند گردش آزاد و سریع اطلاعات و نیز آگاهی و تنفر ملت ایران از حامیان سلفی‌ها و تکفیری‌ها، انتقادها پیرامون دریافت fund “فروشنده” از موسسه فیلم دوحه را به شدت در کانون توجه قرار داده  اما اولین سرمایه گذاری شیوخ در سینمای ایران به ده سال پیش باز می گردد.

یک دهه پیش از این شیخ ” صالح عبدالله کامل” شیخ سعودی که صاحب شرکت معظم خوشه‌ای (هلدینگ) “دله البرکه” است به ایران آمد و در طی قراردای که به نمایندگی از کمپانی رادیو تلویزیون ماهواره ای ” روتانا” با موسسه سینمایی سبحان‌فیلم به مدیرعاملی سعید حاجی‌میری منعقد کرد، سرمایه‌گذاری در فیلم های ایرانی را بر عهده گرفت.

گفتنی است امپراطوری تصویری “روتانا” به شاهزاده ولید بن طلال بن عبدالعزیز نوه موسس عربستان سعودی تعلق دارد و عقد این قرار داد در زمان سیاستهای حسن همجواری خواهانه سعودی و فقط به شکل قرارداد بین دو شرکت خصوصی ایرانی و سعودی انجام گرفت چرا که آن زمان هم حساسیت به سرمایه گذاری سعودی ها در سینمای ایران علیرغم نداشتن چهره خصمانه امروزی وجود داشت.

خرید فیلم “تقاطع”

ردپای شیوخ اعراب در سرمایه گذاری فیلم های ایرانی

ردپای شیوخ اعراب در سرمایه گذاری فیلم های ایرانی

سبحان فیلم که قرار بود تعدای فیلم به سرمایه گزاری شیخ سعودی بسازد، برای آنکه دچار دفع وقت نشود دست به خرید کارهای ساخته شده و آماده سینما زد و با خرید فیلم “تقاطع” به کارگردانی ابوالحسن داودی و تهیه کنندگی ناصر شفق این فیلم را به عنوان محصولی مشترک از سینمای ایران و البته fund سعودی به بازار خارج از ایران ارائه داد.

روتانا از طریق دله البرکه با تغییر برخی واژگان مصطلح در ادبیات مسلمانان شیعه از طریق دوبله مجدد و زیرنویس فیلم را در بازار عربی و اروپایی پخش کرد و فیلم را در جشنواره قاهره مرکز امپراطوری تصویری روتانا عرضه کرد.

گفتنی است برخلاف “فروشنده” که تا زمان برگزاری فستیوال کن تهیه کننده‌اش اصغر فرهادی و شریک فرانسوی‌اش ممنتو شناخته می شدند و تا قبل از افشای طرف قطری و رژه اش در فرش قرمز با تصنیف “دلشدگان”، نامی از این سرمایه‌گذاری جایی برده نمی شد‌، تهیه کنندگان “تقاطع” نام “روتانا” را به شکل کامل آن البته یعنی “رادیو تلویزیون عرب” همه جا در کنار نام شفق و حاجی میری ، اعلام می کردند.

البته که همکاری روتانا با سبحان فیلم ادامه نیافت و پس از “تقاطع” دامنه اختلافات آن قدر بالا گرفت که به قطع همکاری منجر شد.

سرمایه “فصل فراموشی…” از کویت آمد

ردپای شیوخ اعراب در سرمایه گذاری فیلم های ایرانی

ردپای شیوخ اعراب در سرمایه گذاری فیلم های ایرانی

سالها بعد این “فصل فراموشی فریبا” عباس رافعی بود که با سرمایه‌گذاری یک شهروند مقیم کویت تولید شد. “فصل فراموشی فریبا” هم که تصویری اغراق شده و تلخ از اجتماع امروز و مظلومیت زن در ایران نشان می‌دهد برخلاف “تقاطع” که از حضورهای جشنواره ای به شکل گسترده ناکام بود، مرتب از فستیوالهای مختلف جایزه گرفته و شاید به لحاظ تعداد جوایز رکورددار سینمای ایران باشد.

البته که حضور “فصل فراموشی فریبا” در جشنواره های رده یک نبوده اما به لحاظ کمیت تعداد جشنواره، این فیلم جزو پیشتازان است.

یعنی میان این همه ارگان متمول داخلی یک fund دهنده پیدا نمی‌شد؟

حالا هم که دیگر با “فروشنده” فرهادی روبروییم که با fund موسسه متعلق به دختر خلیفه سابق و خواهر خلیفه (شاه) فعلی قطر تولید شده و مطبوعات عربی متاسفانه ورود دقیقه نودی به کن و دریافت دو جایزه سینمایی از کن را مربوط به نقش پررنگ قطری عربی می دانند؛ نکته ای که حتی اگر آن را یک لاف بزرگ بپنداریم حسرت برانگیز است.

حسرتی از این جهت که علیرغم تمکن مالی کارگردان فیلم و حاضر بودن بسیاری از اسپانسرها و بانکهای داخلی برای سرمایه گذاری در فیلم او که اسکار را در کارنامه دارد و باز با توجه به هزینه های کم فیلمسازی در ایران به نسبت دیگر کشور ها چرا باید پیشنهاد پولی و مالی قطریها با توجه به سیاستهای آلوده  تروریست پرورشان مورد قبول واقع شود؟!

سینماژورنال

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز